رضا عاطفی: در فاصله کوتاهی از انتشار شماره پیشین «شهرخ»، شرایط کشور بار دیگر دستخوش تحولاتی شده که بازتاب آن را میتوان در زندگی روزمره مردم مشاهده کرد. نگرانی از احتمال گسترش تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، همزمان با افزایش فشارهای اقتصادی و نوسانات بازار، فضای نااطمینانی را بیش از گذشته بر جامعه حاکم کرده و بسیاری از خانوادهها و فعالان اقتصادی را نسبت به آینده نگران ساخته است.
گیلان اگرچه مستقیما با حمله نظامی آمریکا به ایران مواجه نشده، اما از آثار اقتصادی و معیشتی آن بیتاثیر نیست. افزایش نرخ ارز، رشد هزینه تامین کالا و مواد اولیه و بالا رفتن هزینههای تولید و خدمات، فشار مضاعفی بر کشاورزان، اصناف و صاحبان کسبوکار استان وارد کرده است. امروز در شالیزارها،باغها و کارگاههای کوچک استان، تولیدکنندگان با افزایش قیمت کود، سم، ماشین آلات، حمل و نقل و سایر نهادههای تولید روبهرو هستند؛ هزینههایی که در نهایت خود را در قیمت تمامشده محصولات و معیشت مردم نشان میدهد.
این شرایط تنها به بخش کشاورزی محدود نمیشود. گردشگری، خدمات، تجارت و کسب و کارهای کوچک که از ارکان اصلی اقتصاد گیلان به شمار میروند نیز از فضای بیثبات این روزها تاثیر پذیرفتهاند. فعالان این حوزهها بیش از هر چیز به محیطی آرام و قابل پیشبینی نیاز دارند تا بتوانند برای ادامه فعالیت و سرمایهگذاری خود برنامهریزی کنند. در چنین فضایی، افزایش هزینهها و کاهش قدرت خرید مردم، به طور طبیعی بر میزان تقاضا و رونق اقتصادی نیز اثرگذار خواهد بود. از همین رو، ایجاد ثبات اقتصادی و کاهش نااطمینانی، تنها یک مطالبه عمومی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ پویایی اقتصادی استانهایی مانند گیلان محسوب میشود؛ ثباتی که تنها به آرامش بازار ارز خلاصه نمیشود، بلکه امکان برنامهریزی برای زندگی، تولید، سرمایهگذاری و آینده را فراهم کند. تجربه نیز نشان داده هر زمان میان توانمندیهای میدانی و ظرفیتهای دیپلماتیک کشور هماهنگی بیشتری وجود داشته، امکان مدیریت بهتر بحرانها، کاهش تنشها و صیانت از منافع ملی نیز فراهم شده است.
در کنار این دغدغهها، نگرانی دیگری نیز این روزها مطرح است؛ احتمال اختلال یا قطع اینترنت در صورت تشدید درگیریهای نظامی. تجربه سالهای گذشته نشان داده که چنین اتفاقی صرفاً ارتباطات روزمره را مختل نمیکند، بلکه فعالیت هزاران کسب و کار اینترنتی، فروشگاه آنلاین، تولیدکننده محتوا و ارائهدهنده خدمات را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و میتواند فشار اقتصادی مضاعفی بر خانوادهها وارد کند. با وجود همه این نگرانیها، زندگی در گیلان همچنان در جریان است. کشاورزان مشغول برداشت محصولاند، بازارها هر روز فعالیت خود را پی می گیرند، واحدهای تولیدی و خدماتی با وجود دشواریها به کار ادامه میدهند و مردم میکوشند زندگی عادی خود را حفظ کنند. شاید همین روحیه امید و استمرار، بزرگترین سرمایه اجتماعی در روزهای سخت باشد.
مردم ایران در سالهای گذشته بارها نشان دادهاند که در برابر دشواریها، صبور و مقاوم هستند، اما تداوم این صبوری نیازمند تصمیمهای سنجیده، نگاه کارشناسانه و ترسیم چشماندازی روشن برای آینده است. آرامش، امنیت و ثبات، خواسته مشترک مردم است؛ مطالبهای که امروز بیش از هر زمان دیگری باید در کانون سیاستگذاری و تصمیمگیری قرار گیرد.
روز جهانی کارگر امسال در شرایطی از راه می رسد که «کار» در ایران، همزمان از چند جهت تحت فشار قرار گرفته؛ از قیمت هایی که هر ماه بالاتر می رود تا بازار کاری که کوچک تر شده و زیرساخت هایی که حتی در حوزه های نوین هم پایدار نیست.
رضا عاطفی – منتشر شده در کلانشهر: بر اساس اعلام مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه در فروردین ۱۴۰۵ به ۷۳.۵ درصد رسیده است. به زبان ساده، یعنی یک خانوار برای خرید همان سبد کالا و خدماتی که فروردین سال گذشته تهیه می کرد، حالا باید به طور متوسط بیش از ۷۰ درصد بیشتر هزینه کند. این نوع تورم، فشار را به صورت مستقیم و لحظه ای به زندگی منتقل می کند؛ چون مقایسه با «سال قبل» است، نه میانگین های بلندمدت. در چنین وضعی، دستمزد هم اگر افزایش پیدا کند، به سختی می تواند فاصله ایجاد شده را جبران کند. در کنار تورم، بیکاری هم روند نگران کننده ای پیدا کرده است. به گفته معاون وزیر کار، جنگ اخیر به از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم حدود دو میلیون نفر انجامیده است. افزایش ثبت نام ها برای بیمه بیکاری و فشار بر بازار کار، نشانه ای از همین وضعیت است؛ بازاری که نه تنها ظرفیت جذب نیروی جدید ندارد، بلکه در حال از دست دادن بخشی از نیروهای موجود هم هست. در این میان، دولت تلاش کرده با ابزارهایی مثل کالابرگ بخشی از فشار معیشتی را کنترل کند. این سیاست در کوتاه مدت می تواند به تأمین حداقل کالاهای اساسی کمک کند و نمی توان آن را نادیده گرفت. با این حال، تداوم چنین حمایت هایی در شرایطی که منابع دولت به شدت درگیر هزینه های جنگ و کاهش درآمدهاست، یک پرسش مهم را ایجاد می کند: تأمین مالی این سیاست ها تا چه حد بدون اثر بر پایه پولی و در نتیجه تورم امکان پذیر است؟ تجربه سال های گذشته نشان داده هر جا تعادل منابع و مصارف به هم خورده، فشار آن در نهایت در سطح قیمت ها خود را نشان داده است؛ بنابراین این نگرانی وجود دارد که همین مسیر در ماه های پیش رو هم ادامه پیدا کند. از طرف دیگر، یکی از بخش هایی که کمتر در روایت های رسمی دیده می شود، کارگران و شاغلان اقتصاد دیجیتال هستند. قطعی بیش از ۵۰ روزه اینترنت بین الملل، عملاً بخش قابل توجهی از این اقتصاد را متوقف کرد. طبق اعلام وزیر ارتباطات، این وضعیت روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال و نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان به کل اقتصاد خسارت وارد کرده است. این اعداد وقتی در کنار برآورد اشتغال حدود ۱۰ میلیون نفر در این حوزه قرار می گیرد، تصویر روشن تری از ابعاد ماجرا می دهد: از دست رفتن ارتباط با مشتریان خارجی، توقف پرداخت های ارزی، از کار افتادن ابزارهای کاری و حتی آسیب به اعتبار کسب وکارها. برای بخشی از نیروی کار، این یعنی بیکاری بی سروصدا. در بخش تولید و خدمات سنتی هم وضعیت ساده نیست. افزایش هزینه های نیروی انسانی از جمله رشد قابل توجه هزینه بیمه و دستمزد در حالی اتفاق افتاده که درآمد بسیاری از بنگاه ها به دلیل رکود و اختلالات ناشی از جنگ کاهش یافته است. نتیجه، وضعیتی دوطرفه است: کارفرما توان پرداخت کامل هزینه ها را ندارد و به سمت تعدیل یا اشتغال غیررسمی می رود؛ کارگر هم یا شغل خود را از دست می دهد یا بدون پوشش بیمه ای به کار ادامه می دهد. در هر دو حالت، هر دو طرف متضرر می شوند. البته دولت برای کاهش این فشار، بسته هایی هم در نظر گرفته است؛ از جمله پرداخت وام ۲۲ میلیون تومانی به ازای هر کارگر بیمه شده برای کارگاه های کوچک (۲ تا ۵ نفر). این اقدام در اصل با هدف حفظ اشتغال طراحی شده، اما گزارش ها نشان می دهد در اجرا، از جمله در سامانه ثبت نام و دسترسی بنگاه ها، اختلال هایی وجود داشته و همه واحدهای مشمول نتوانسته اند از آن استفاده کنند. در شرایطی که سرعت تصمیم گیری برای بقا مهم است، همین وقفه ها می تواند اثرگذاری سیاست را کاهش دهد. در سطح کلان تر هم باید توجه داشت که صنایع بزرگ از جمله فولاد و پتروشیمی که بخشی از مالکیت آن ها در اختیار نهادهای عمومی و صندوق های بازنشستگی است، خود تحت فشار این شرایط قرار دارند. هرچند برخی از این بنگاه ها اعلام کرده اند که به سمت تعدیل نیرو نرفته اند، اما زنجیره های وابسته و بنگاه های کوچک تر چنین توانی ندارند و فشار به لایه های پایین تر بازار کار منتقل می شود.مجموع این شرایط یک واقعیت را پررنگ می کند: فشار اقتصادی امروز، فقط به یک گروه محدود نیست؛ از کارگر کارخانه تا نیروی استارتاپی، از کارگاه کوچک تا بنگاه بزرگ، همگی درگیر نوعی ناپایداری شده اند.روز جهانی کارگر امسال، بیش از هر چیز یادآور همین وضعیت است؛ و این که اگر برای حفظ اشتغال و قدرت خرید، راهکارهای قابل اجرا و پایدار پیدا نشود، فاصله میان هزینه های زندگی و درآمد، باز هم بیشتر خواهد شد، فاصله ای که هم برای نیروی کار و هم برای کل اقتصاد، تبعات بلندمدت خواهد داشت.
در آستانه هفدهم مردادماه روز خبرنگار هادی حق شناس، استاندار گیلان با حضور در دفتر پایگاه خبری کلانشهر ضمن تبریک این روز به اصحاب رسانه، بر اهمیت نقش خبرنگاران در انتقال واقعیت ها، امیدآفرینی اجتماعی و کمک به مدیریت بحران ها تأکید کرد.
بازنشر از کلانشهر: هادی حق شناس، استاندار گیلان با حضور در دفتر پایگاه خبری کلانشهر و دیدار با رضا عاطفی، مدیرمسئول این رسانه، فرا رسیدن روز خبرنگار را به خبرنگاران و فعالان رسانه ای تبریک گفت.
استاندار گیلان در این بازدید با اشاره به اهمیت شفافیت و تعامل با رسانه ها اظهار کرد: «خبرنگاران نقش مهمی در انتقال واقعیت ها به مردم دارند و نقد منصفانه رسانه ها به تصمیم گیری بهتر مدیران کمک می کند. ما در استانداری از شفافیت و پاسخگویی استقبال می کنیم.» وی با اشاره به مدیریت بحران های اخیر استان افزود: «در هفته های گذشته گیلان با افزایش بی سابقه دما تا ۳۷ درجه سانتی گراد و رطوبت بالا مواجه بود. با وجود افزایش مصرف برق و فشار بر شبکه، با مدیریت دقیق توانستیم ناترازی برق را کنترل کنیم و خسارات را به حداقل برسانیم.»
مقام عالی دولت در گیلان، همچنین به دستاوردهای بخش کشاورزی استان اشاره کرد و گفت: امسال نزدیک به ۹۷ تا ۹۸ درصد شالیزارهای گیلان به موقع آبیاری شدند که خبر خوشی برای کشاورزان استان است و باید به اطلاع مردم رسانده شود.» وی در ادامه با تأکید بر انتشار اخبار امیدبخش در کنار اطلاع رسانی مشکلات تصریح کرد: «اگر رسانه ها تنها اخبار منفی را منعکس کنند، روحیه عمومی جامعه تضعیف می شود. ما نیاز داریم مردم ضمن آگاهی از مشکلات، با ظرفیت ها و موفقیت های استان هم آشنا شوند.»
استاندار گیلان در بخشی از سخنان خود به برنامه های توسعه شهری و نوسازی ناوگان حمل ونقل استان اشاره کرد و افزود: «با حمایت وزارت اقتصاد و ظرفیت منطقه آزاد انزلی، طرحی برای اعطای وام نوسازی تاکسی ها در دست اجراست تا تاکسی های فرسوده استان با خودروهای جدید جایگزین شوند؛ اقدامی که هم مصرف سوخت را کاهش می دهد و هم رضایت و رفاه مردم را افزایش می دهد.»
رضا عاطفی، مدیرمسئول پایگاه خبری کلانشهر نیز در این دیدار ضمن قدردانی از حضور استاندار و همراهی روابط عمومی استانداری، با اشاره به تجربه چندساله فعالیت رسانه ای کلانشهر گفت: «رسانه ها پل ارتباطی مردم و مسئولان هستند. بازتاب واقعیت ها، چه در قالب مشکلات و چه ظرفیت ها، هم به مطالبه گری مردم کمک می کند و هم موجب افزایش اعتماد عمومی به رسانه های داخلی می شود.» وی افزود که کلانشهر تلاش کرده است با حضور فعال در شبکه های اجتماعی و پایگاه خبری خود، ضمن حفظ مرجعیت رسانه های داخلی، مطالبات واقعی مردم را منعکس کند و همزمان خبرهای امیدبخش استان را به اطلاع افکار عمومی برساند.
منتشر شده در اولین شماره ماهنامه شهرخ: «شَهرُخ» حاصل تصمیمی ساده بود، اما پشت آن یک نیت جدی و یک دغدغهی دیرینه وجود داشت. ما بهعنوان جمعی رسانهای که سالها در فضای مجازی فعال بودهایم، نیاز به بستری ماندگارتر را احساس کردیم؛ بستری که برخی محتواها، تحلیلها و روایتهای اختصاصی ما را، نه در حافظهی موقت صفحات دیجیتال، بلکه در برگههایی قابل لمس، بایگانی کند.
برخی حرفها و تجربهها، شایستهی این هستند که ثبت شوند، ورق زده شوند و در حافظهی فیزیکی زمان باقی بمانند. «شَهرُخ» به همین دلیل متولد شد: تا جایی باشد برای بازتاب دادن چهرهی شهر، مردمانش، تغییراتش و دغدغههایی که گاه در سایهی شتاب روزمرگی پنهان میمانند.
ما این ماهنامه را با تمرکز بر گیلان آغاز کردهایم؛ استانی که هم پتانسیلهای بزرگی دارد، هم چالشهایی که نیازمند گفتوگو، نقد، مستندسازی و مشارکت اجتماعی است. از موضوعات زیستمحیطی گرفته تا عدالت اجتماعی، از معماری و شهرسازی تا رسانه و فرهنگ عمومی، همه و همه دغدغههای ما هستند؛ چرا که توسعه پایدار، امری چندبُعدی است و بدون توجه به همهی این ابعاد، ممکن نیست.
نام «شَهرُخ» برای ما معنایی خاص دارد: رخِ شهر. چهرهای که هر روز و هر شب در کوچه و خیابانهای شهر دیده میشود. در نگاه مردم، در صفها، در گفتگوهای کافهای، در تاریکی خاموشِ یک مغازه تعطیلشده، در شور یک رویداد محلی. این چهره گاهی دیده میشود، گاهی نه؛ گاهی ثبت میشود، اما بیشتر اوقات فراموش. ما آمدهایم تا ثبت کنیم، برای امروز و برای آیندگان.
انتشار نخستین شماره ما، ناخواسته همزمان شد با روزهایی پرتنش و حساس در سطح ملی. حملهی رژیم صهیونیستی اسرائیل به خاک ایران، فضایی از نگرانی و التهاب را پدید آورده است. اما ما باور داریم در همین روزها، بیش از همیشه باید نوشت، باید آرام ماند، و باید به مسئولیت رسانهای خود وفادار بود. ما نه برای پیشبینی آمدهایم، نه برای قضاوت؛ بلکه آمدهایم تا روایت کنیم، مستند کنیم، تحلیل کنیم و همراه بمانیم. به امید روزهایی روشنتر و امنتر برای ایران و گیلان.
شَهرُخ تنها یک رسانه چاپی نیست؛ آغاز راهیست برای جمعآوری و بایگانی روایتهایی که در قالب پروژههای روزمره گم میشوند. روایتهایی که ما پیشتر در بسترهای دیگر گفتهایم و حالا میخواهیم آنها را با دقت و فراغ بال، در شکلی ماندگارتر و حرفهایتر منتشر کنیم.
ما خود را بخشی از یک جریان کلانتر میدانیم؛ جریانی که وظیفهی خود را آگاهیبخشی، تقویت حافظه اجتماعی، و مستندسازی لحظات ریز اما پرمعنای زیست شهری و اجتماعی میداند. در این مسیر، «شَهرُخ» تلاش میکند چهرهی واقعیتر و انسانیتری از جامعه امروز ما به تصویر بکشد.
امید داریم هر شماره این ماهنامه، گامی باشد در جهت ایجاد فهمی دقیقتر، نگاهی ژرفتر و مشارکتی آگاهانهتر در روند توسعه جامعهای که دوستش داریم و میخواهیم در ساختنش سهیم باشیم.
بارش شدید باران اواخر بهمن ماه در گیلان تنها با هشدار «نارنجی» همراه بود. هشداری که تنها یک روز قبل از بارش ها صادر شد و اکثر شهروندان وقتی از آن مطلع شدند که سیل برخی مناطق را فرا گرفته بود.
رضا عاطفی-منتشر شده در کلانشهر: این تجربه تلخ در اسفندماه به شکلی معکوس تکرار شد؛ این بار نه تنها هشدار زودهنگام داده شد، بلکه سطح هشدار از «نارنجی» به «قرمز» تغییر یافت.
بارش شدید باران اواخر بهمن ماه در گیلان تنها با هشدار «نارنجی» همراه بود. هشداری که تنها یک روز قبل از بارش ها صادر شد و اکثر شهروندان وقتی از آن مطلع شدند که سیل برخی مناطق را فرا گرفته بود. این تجربه تلخ در اسفندماه به شکلی معکوس تکرار شد؛ این بار نه تنها هشدار زودهنگام داده شد، بلکه سطح هشدار از «نارنجی» به «قرمز» تغییر یافت. اما تا این لحظه، مرکز استان تنها بارشی معمولی را تجربه کرده است.چگونگی مدیریت این موضوع، مردم را در تصمیم گیری های خود دچار سردرگمی کرده است.
علم هواشناسی، پیشگویی نیست
علم هواشناسی مانند طالع بینی نیست؛ بلکه بر اساس داده های علمی و مدل های عددی شکل می گیرد. اما حتی در پیشرفته ترین کشورها، همچنان احتمال خطا وجود دارد. در موج اخیر نیز سایت های معتبر بین المللی برای رشت بارش برف را پیش بینی کرده بودند، اما شرایط جوی در لحظه تغییر کرد و بارش برف به باران تبدیل شد. نگارنده هم ابتدا فکر می کرد که سرش کلاه رفته است! اما واقعیت این است که اقلیم متغیر گیلان و امکان تغییرات ناگهانی در وضعیت سامانه های بارشی را نباید دست کم گرفت. شهروندی که صبح، در اپلیکیشن هواشناسی گوشی اش بارش برف را می دید و هم زمان پیامک هشدار مدیریت بحران را دریافت می کرد، انتظار یک کولاک را داشت، درحالی که در عمل تنها با بارش باران مواجه شد. این مسئله، اعتماد مردم به هشدارها را زیر سؤال برده است.
بحران واقعی، از دست رفتن اعتماد است
یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت، کاهش اعتماد عمومی به هشدارهای رسمی است. در گذشته، شهروندان با تجربه بارش های سنگین، هشدارهای رسمی را جدی می گرفتند. اما حالا که برخی هشدارها بیش از حد محتاطانه یا نامتناسب صادر می شود، مردم دچار تردید می شوند و ممکن است در شرایط بحرانی واقعی، توصیه های ضروری را نادیده بگیرند. در این بین، برخی از رسانه های هواشناسی هم چندین روز قبل از ورود سیستم بارشی با گذاشتن هشتگ هایی مثل #طوفان_سپید_۵ و #غریبه_ی_قطبی به مشکلات اطلاع رسانی اضافه کردند و مردم را بیش از حد ترساندند.
این نوع فضاسازی رسانه ای، در کنار هشدارهای نامطمئن، باعث شد که بسیاری از مردم بین احتیاط منطقی و نگرانی افراطی سردرگم شوند.
تعطیلی های کم سابقه مدارس و ادارات
نگاهی به آمار تعطیلی ها نشان می دهد که امسال با وجود عدم بارشِ برف جدی در جلگه استان، مدارس و دانشگاه های گیلان حداقل ۱۱ روز تعطیل (یا مجازی) شده اند. جالب است که در دهه های گذشته، با وجود بارش چندین سانتی متری برف، دانش آموزان مجبور بودند صبح زود رادیو یا تلویزیون را چک کنند تا ببینند تعطیل هستند یا نه. معمولاً هم دبستانی ها بیشتر از سایر مقاطع تعطیل می شدند. اما امسال، دانش آموزان و دانشجویان بدون انتظار برای صدای باد و بوران، با خیال راحت کل هفته را تعطیل هستند. حتی ادارات دولتی هم از این تعطیلی ها بی نصیب نماندند. امسال حداقل ۵ روز ادارات استان (برخی استان های کشور بیشتر از یک هفته) به دلیل سرمای هوا و ناترازی مصرف انرژی تعطیل شدند و البته که نقش ناترازی انرژی در این تعطیلی ها غیرقابل انکار است، اما آیا این تعطیلات واقعا ضروری بوده است؟ تجربه دهه های گذشته نشان می دهد که مدیریت بحران در شرایط سخت باید به گونه ای باشد که زندگی عادی مردم دچار اختلال نشود. تعطیلی های بی رویه علاوه بر ایجاد مشکلات آموزشی، می تواند بهره وری اقتصادی را نیز کاهش دهد.
مردم چرا نگران می شوند؟
وقتی ستاد بحران پیامک هشدار می فرستد، هواشناسی اعلام آماده باش می کند و استاندار از بارش سنگین می گوید، طبیعی است که مردم گیلان با خاطره برف سنگین ۱۳۸۳، مضطرب شوند. بسیاری به فروشگاه ها هجوم می برند، مواد غذایی ذخیره می کنند و باک بنزین خودروهایشان را پر می کنند تا در صورت قطعی برق، حداقل بتوانند در اتومبیل، خود را گرم کنند. این نوع رفتار، بیش از آنکه نشانه احتیاط باشد، نتیجه بی اعتمادی به مدیریت بحران است. اما آیا واقعاً این حجم از نگرانی ضروری است؟ قطعی برق و بسته شدن راه ها ممکن است اتفاق بیفتد، اما هجوم بی رویه به فروشگاه ها و ایجاد صف های طولانی، خود یک بحران جدید می سازد. بهتر است به جای دامن زدن به نگرانی، منطقی تر عمل کنیم.
چه باید کرد؟
۱. بهینه سازی اطلاع رسانی: سازمان هواشناسی باید با شفافیت بیشتری درباره پیش بینی های خود توضیح دهد و احتمال خطا را نیز اعلام کند. ۲. آموزش عمومی: مردم باید درک بهتری از پیش بینی های جوی پیدا کنند و تفاوت هشدارهای مختلف را بدانند و تحت تاثیر جوسازی های غیرواقعی برخی صفحات و کانال ها در شبکه های اجتماعی قرار نگیرند.
۳. بهبود مدیریت بحران: ستاد بحران باید بر اساس داده های دقیق تر، هشدارها را صادر کند تا اعتماد عمومی از بین نرود. ۴. اجتناب از رفتارهای هیجانی: شهروندان باید به نیاز واقعی خود در روزهای سرد فکر کنند و از خرید و ذخیره بیش از حد مواد غذایی و سوخت خودداری کنند.
به لب رسیده جان، کجایی؟
مردم گیلان طی این روزها بارها به پنجره ها چشم دوخته اند و منتظر برفی بوده اند که نیامده است. در نهایت، همان بارانی که همیشه با آن خو گرفته اند، بارید. تجربه اسفند ۱۴۰۳ نشان داد که پیش بینی های هواشناسی اگرچه ضروری و مفیدند، اما همیشه دقیق نیستند. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، اطلاع رسانی صحیح و علمی است تا اعتماد عمومی به هواشناسی و مدیریت بحران از بین نرود؛ چراکه بدون این اعتماد، حتی دقیق ترین پیش بینی ها هم بی اثر خواهند بود. در این میان، اتخاذ تصمیم های منطقی و متعادل از سوی مردم و مسئولان، کلید مواجهه درست با هشدارهاست. نه افراط، نه تفریط؛ چراکه هر تصمیم نادرست، می تواند به بحرانی بزرگ تر تبدیل شود.
بنر در دست پرسنل بیکار شده ی ایستگاه عوارضی امام زاده هاشم رشت تنها یک هشدار نیست؛ بلکه دعوتی است برای همفکری و تلاش برای ساخت آینده ای که در آن تکنولوژی و انسان کنار هم، نه در برابر هم، فعالیت کنند.
رضا عاطفی–منتشر شده در کلانشهر:در عکس منتشر شده از ایستگاه عوارضی امامزاده هاشم رشت، دو مرد، بنری در دست دارند که روی آن نوشته شده: «بیکاری پرسنل عوارضی امامزاده هاشم پس از 15 سال، اشتغال حق ماست» این جمله ساده اما تأثیرگذار، تلخی از دست دادن محلِ درآمد را پس از سال ها فعالیت در یک موقعیت شغلی به تصویر می کشد. هرچند چهره این افراد در تصویر دیده نمی شود، اما پیام آن ها روشن و آشکار است: آن ها نگران از دست دادن زندگی شان به خاطر تغییرات تکنولوژیکی هستند که به سرعت جایگزین نیروی انسانی می شود.
این مسئله تنها به این ایستگاه محدود نمی شود؛ در استان گیلان و بسیاری دیگر از نقاط کشور، فناوری و هوش مصنوعی در حال تغییر ساختارهای اقتصادی هستند. در بخش کشاورزی، ورود ماشین آلات مدرن به این صنعت، باعث کاهش نیاز به نیروی کار انسانی شده است. به عنوان مثال، با توسعه تکنولوژی های کشاورزی و استفاده از دستگاه های برداشت محصول، کشاورزانی که به کارهای دستی و سنتی مشغول بودند، با چالش هایی در حفظ شغل خود مواجه شده اند. همچنین، استفاده از سیستم های آبیاری خودکار و دستگاه های کاشت به کاهش نیاز به کارگران فصلی منجر شده است.
در صنعت تولید، به ویژه در کارخانجات کوچک و متوسط، ورود دستگاه های خودکار و رُبات ها به تولید، باعث کاهش نیروی کار انسانی شده است. بسیاری از کارگران خط تولید که سال ها در این کارخانجات مشغول به فعالیت بودند، اکنون با خطر بیکاری مواجه اند. در گیلان، کارگاه های تولیدی که به تولید محصولات دستی و محلی مشغول بودند، اکنون در حال رقابت با کارخانه های بزرگ و ماشینی هستند که محصولات مشابه را با هزینه کمتر و در زمان کوتاه تولید می کنند.
حوزه خدمات نیز از این تحولات بی نصیب نمانده است. با ورود سیستم های آنلاین برای رزرو هتل، رستوران و دیگر خدمات، بسیاری از مشاغل سنتی در این بخش تحت تأثیر قرار گرفته اند. کارکنان آژانس های مسافرتی و رستوران ها که روزگاری به مشتریان خدمات می دادند، حالا با کاهش مراجعه و نیاز به خدمات انسانی مواجه اند.
اما یکی از مسائل مهم در این تحولات، سن و تجربه کارکنان است. بسیاری از پرسنل این ایستگاه عوارض، همانند دیگر کارکنانی که در معرض این تغییرات قرار دارند، ممکن است سن و سال بالایی داشته باشند که یادگیری مهارت های جدید برای آن ها دشوارتر است. با این حال، در دنیای امروز، تنها راه مبارزه با بیکاری ناشی از فناوری، آموزش های مداوم و مهارت افزایی است. این تغییرات هرچند دردناک اند، اما اجتناب ناپذیرند.
دولت و نهادهای آموزشی باید به نقش کلیدی خود در بازآموزی و ارتقای مهارت های نیروی کار، به خصوص برای افرادی که سال ها در یک شغل خاص کار کرده اند، توجه بیشتری داشته باشند. در گیلان، با بهره گیری از ظرفیت های دانشگاه ها و مراکز فنی و حرفه ای می توانیم آموزش های تخصصی و مرتبط با حوزه های مدرن را ارائه دهیم تا افراد بتوانند خود را با نیازهای جدید بازار کار وفق دهند.
در این راستا، انتظار می رود که استاندار جدید گیلان و اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای گیلان،راهکاری اساسی برای این کارگران و خانواده های آن ها بیابند.
هرچند تغییرات تکنولوژیکی غیرقابل اجتناب اند، اما اکنون با برنامه ریزی و پشتیبانی درست باید به کارگرانِ بیکار شده کمک کنیم تا در این دوران گذار، احساس کنند، «رها» نشده اند.
بنر در دست پرسنل بیکار شده ی ایستگاه عوارضی امام زاده هاشم رشت تنها یک هشدار نیست؛ بلکه دعوتی است برای همفکری و تلاش برای ساخت آینده ای که در آن تکنولوژی و انسان کنار هم، نه در برابر هم، فعالیت کنند.
کلانشهر با کسب 69امتیاز از 100 و در بین 1783 پایگاه خبری شرکت کننده در این دوره از رتبهبندی ، در جایگاه 31 قرار گرفته است. که بالاتر از دیگر پایگاههای خبری فعال در سه استان گیلان، مازندران و گلستان است.
بازنشر از کلانشهر: براساس نتایج پنجمین دوره رتبهبندی پایگاههای خبری که از سوی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده «کلانشهر» به عنوان برترین پایگاه خبری تحلیلی شمال ایران معرفی شد.
کلانشهر با کسب 69امتیاز از 100 و در بین 1783 پایگاه خبری شرکت کننده در این دوره از رتبهبندی ، در جایگاه 31 قرار گرفته است. که بالاتر از دیگر پایگاههای خبری فعال در سه استان گیلان، مازندران و گلستان است.
شفقنا پایگاه بینالمللی همکاریهای خبری شیعه که به 9 زبان فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، اردو، ترکی، آذری و روسی فعالیت میکند با 95 امتیاز در جایگاه اول این رتبه بندی قرار گرفته است.
پارسینه، جوانان آنلاین، تابناک امروز،عصر ایران،جماران، ورزش سه، الف، جهان نیوز و سیتنا در رتبه های دوم تا دهم این رتبه بندی قرار گرفته اند. در گیلان هم بعد از کلانشهر؛ لنگر خبر، دیارمیرزا، جلال شرق، خمام نیوز، حکایت گیلان، گیل خبر، خزرآنلاین، حرف تازه و آوای رشت در رتبه های دوم تا دهم جای دارند.
گفتنی است فعالیت رسمی پایگاه خبری کلانشهر به مدیریت و صاحب امتیازی رضا عاطفی از سال 1397 آغاز شد. فاطمه صابری سردبیر این رسانه است. رسانه ای که طی سالهای گذشته و علی رغم مشکلات مختلف،تلاش کرده با همکاری جمعی از خبرنگاران جوان و کادر فنی و حرفهای فعالیت خود را طبق استانداردهای روزنامه نگاری ادامه دهد.
کلانشهر هدف خود را خدمت اجتماعی به وسیله آگاهی بخشی با انتشار اخبار اجتماعی، علمی، آموزشی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی، فرهنگی و هنری بینالمللی، کشوری و استانی تعریف کرده است.
البته این رسانه سالها قبل از آغاز فعالیت در قالب پایگاه خبری، حضوری فعال و شناخته شده در شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام داشت. براساس اعلام کمیته رتبهبندی پایگاههای خبری که نتایج رتبهبندی دور پنجم را منتشر کرده دامنه زمانی ارزیابی پایگاههای خبری از مهرماه ۱۴۰۰ تا پایان شهریور ۱۴۰۱ بوده است.
در ترکیب کمیته داوری دور پنجم رتبهبندی پایگاههای خبری بیژن مقدم، محمدصادق عرب، حبیبالله عباسی، محمد کریمی و محمد لسانی حضور داشتهاند.
کلانشهر طی پنج سال گذشته تلاش کرده است اخبار و بویژه خبرهای مرتبط با استان گیلان را با دید علمی، انتقادی و به صورت حرفه ای منعکس کند. چون کادر خبری فعال در این رسانه بر این عقیده است که راه توسعه گیلان از نقد و نظرهای آگاهانه و توجه دادن شهروندان به رفتارهای مسئولانه اجتماعی میگذرد.
پیش از این هم تعدادی از گزارشهای منتشر شده در کلانشهر موفق به اخذ جوایزی در جشنوارههای استانی و کشوری شده بود.
گفتنی است طبق چهارمین دوره رتبهبندی پایگاههای خبری وزارت ارشاد در سال 1398 کلانشهر جایگاه سوم رسانههای گیلان را به خود اختصاص داده بود که با هدف گذاری و تولید محتوای حرفه ای و رعایت استانداردهای خبررسانی موفق شد در پنجمین دوره رتبهبندی پایگاههای خبری عنوان برترین پایگاه خبری تحلیلی شمال ایران را به دست آورد.
بر کسی پوشیده نیست که شهروندان بیشتر به رسانههایی اعتماد می کنند که قابلیت تعامل و گفت و شنود داشته باشد نه رسانههایی که متکلم وحده هستند و «ابزار رسانه» برایشان به مثابه «بولتن» و نشر دهنده بایدها و نبایدهای یک خط و ربط سیاسی،اجتماعی و فرهنگی است
منتشر شده در کلانشهر:همایش تجلیل از خبرنگاران با حضور خبرنگاران، مدیران مسئول و دست اندرکاران رسانههای مکتوب و آنلاین در تالار مرکزی رشت برگزار شد
رضا عاطفی مدیر مسئول و صاحب امتیاز رسانه کلانشهر در این همایش با بیان اینکه مفهوم رسانه با تغییرات بنیادین مواجه شده است خطاب به حاضران گفت:تعدادی از عزیزان فعال در رسانههای مکتوب هم در جلسه حضور دارند و امیدوارم مطلبی که میخواهم عرض کنم حمل بر ناسپاسی و نادیده گرفتن تلاشهای فعالان رسانههای مکتوب نباشد که هر کدام از ما پارهای از مقطع زندگی مان را مدیون روشنگریهای رسانههای کاغذی و مکتوب بوده ایم.
ریزش مخاطب نشریات و بی توجهی به رسانههای آنلاین
عاطفی که به عنوان نماینده مدیران پایگاههای خبری استان گیلان در جلسه سخن میگفت افزود: افت شدید تیراژ رسانههای مکتوب فقط مختص گیلان نیست که حتی مشهورترین روزنامههای کشوری هم در این باره با وضعیتی بحرانی مواجه هستند.
عاطفی با ذکر این نکته که این موضوع بحثی تخصصی می طلبد و هدفم باز کردن آن در این جمع نیست افزود:اما با وجود از دست رفتن بخش زیادی از مخاطبان نشریات مکتوب و افت تیراژ آنها همچنان با سازوکارهای مختلفی از سوی دولت و ارگانهای دولتی در استان مورد حمایت قرار می گیرند.
مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی کلانشهرافزود: هر چند که افزایش قیمت چند برابری تمام ملزومات انتشار یک نشریه باعث شده که مدیران مسئول نشریات همچنان از وضعیت ناراضی باشند توضیح داد: اما پایگاه های خبری با وجود تاثیرگذاری و نقشی که در اطلاع رسانی دارند از حمایتهای اندکی برخوردارند در حالی که این انتظار وجود دارد نگاه مسئولان قبل از آنکه دیر شود به پایگاههای خبری و شبکههای اجتماعی و صفحات پُرمخاطب آنلاین تغییر کند.
حمایتهای ناکافی از پایگاههای خبری
او با ذکر چند مثال ادامه داد:در بحث معافیت سهم کارفرمای رسانههای مکتوب از بیمه تامین اجتماعی، اختصاص یارانه کاغذ، اختصاص آگهی دولتی و حمایتهای پیدا و پنهان از این دست برای رسانههای مکتوب وجود دارد اما با وجود صدور دستورالعمل حمایتی از پایگاههای خبری شناسنامه دار، خبری از حمایتهای کافی نیست.
وقتی برای مسئولان همچنان صدا و سیما در اولویت است
عاطفی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت:طی یک دهه اخیر پایگاههای خبری، فضای مجازی و در کنار اینها صفحات اینستاگرامی تاثیرگذاری روشن و آشکاری در جامعه داشتهاند و تقریبا جریانسازی اکثر موضوعات روز اجتماعی، سیاسی،فرهنگی، هنری از فضای مجازی و پایگاههای خبری آغاز میشود.
صاحب امتیاز رسانه کلانشهر افزود:اما همچنان شاهدیم که برای اکثر مدیران دولتی و در تمام مراسمهای رسمی و غیر رسمی دوربین و خبرنگار صدا و سیما و برخی خبرگزاریهای خاص در اولویت است.
عاطفی توضیح داد:همواره بهترین جای سالن یا محیط بیرونی برای جانمایی دوربینهای صدا و سیما و خبرنگارانشان در نظر گرفته میشود و راه مصاحبه برای خبرنگاران این رسانه و خبرگزاریهای خاص با مقامات مسئول و نمایندگان مجلس هموارتر است.
مخاطبان نیم میلیونی پایگاههای خبری گیلان
به گفته مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی کلانشهر این موضوع نشان میدهد که همچنان بعضی از مسئولان توجه یا اطلاع کافی از تاثیرگذاری رسانههای جدید ندارند. این در حالی است که روابط عمومی و فعالان رسانهای مرتبط با این افراد و نهادها میتوانند به رتبهبندی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد مراجعه و مشاهده کنند که کدام رسانهها پرمخاطبترند و در افکار عمومی نفوذ دارند.
عاطفی صحبتهای خود را با ذکر این مصداق ادامه داد که در حال حاضر دنبال کنندگان سه پایگاه خبری استان در شبکههای اجتماعی از مرز نیم میلیون نفر هم عبور کرده است.
او افزود:این انتظار ازهمکاران فعال در پایگاه های خبری و هم صفحات مجازی شناسنامه دار هم وجود دارد که در این مورد با اعتماد به نفس بیشتری وارد عمل شوند و به طرح مطالبات و سوالات خود از مسئولان مشغول شوند.
لزوم مرزبندی بین «خبرنگار» و فعال اقتصادی
این فعال رسانهای در بخش دیگری از سخنانش به لزوم ارتقای استانداردهای خبرنگاران اشاره کرد و گفت: سالهاست مرز بین افرادی که مشغول کسب درآمد در رسانه هستند با کسانی که صرفا کار خبری می کنند مشخص نیست .
عاطفی توضیح داد:همهی ما می دانیم که یکی از دلایل این موضوع قطعا بحث بیکاری و نبود شغل کافی در جامعه و صد البته جذابیت همیشگی شغل «خبرنگاری» است اما از آنجایی که در جوامع توسعه یافته خبرنگاران افرادی آموزش دیده و تخصصی در حیطه کاریشان هستند و به همین دلیل به عنوان یک گروه مرجع به حساب می آورند باید مرز پررنگی بین جامعه خبری و گروههایی که در حوزه آگهی و کسب درآمد زیر این عنوان به فعالیت مشغول هستند ایجاد کرد.
مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی کلانشهرافزود: قطعا منظور این نیست که ارزش و شان کار عزیزان و همکارانمان در بخش اقتصادی کمتر است. ناگفته پیداست که اگر فعالیت عزیران در بخش اقتصادی رسانهها نباشد، چرخ رسانهها با همین مشقت فعلی هم نمی چرخد بلکه منظور شرح وظایف روشن هر گروه در رسانهها است که قطعا چنین کاری رسانههایی با محتوای کیفیتر و اقتصادی پویاتر به همراه دارد.
پایگاههای خبری و صفحات مجازی به مثابه فرصت
عاطفی در ادامه خطاب به مدیران حاضر در همایش گفت:تعدادی از مسئولان از تاثیرگذاری رسانههای خارج از مرزهای ایران بر افکار عمومی ابراز نگرانی می کنند در حالی که میتوانند از فرصتی به نام پایگاههای خبری و صفحات مجازی که توسط افرادی که وطن دوستی شان بر کسی پوشیده نیست اداره میشوند، به مثابه فرصت نگاه کنند و انتقادات گاه و بیگاهشان را با دیدگاههای منفی پاسخ ندهند، چون خاصیت رسانهی خوب، نقد و انتشار نظرات مختلف در جامعه است.
مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی کلانشهرافزود: با گذشت بیش از یک دهه از عمر شبکههای اجتماعی و رسانههای جدید این انتظار ازمسئولان وجود دارد که نسبت به جایگاه رسانههای مختلف به جمع بندی صحیح رسیده باشند. به طور مثال بر کسی پوشیده نیست که شهروندان بیشتر به رسانههایی اعتماد می کنند که قابلیت تعامل و گفت و شنود داشته باشد نه رسانههایی که متکلم وحده هستند و «ابزار رسانه» برایشان به مثابه «بولتن» و نشر دهنده بایدها و نبایدهای یک خط و ربط سیاسی،اجتماعی و فرهنگی است.
مدیران هم میدانند که کدام رسانهها محبوبترند
عاطفی ادامه داد:البته اگر مدیران هم صادقانه اظهار نظر کنند میدانند که برای رصد تحولات لحظهای و جو حاکم بر جامعه کدام رسانهها بهتر هستند و خودشان به کدام رسانههای محبوب اجتماعی مراجعه میکنند. آنها میدانند که افکار عمومی در صفحات اجتماعی رسانهها نظرات خود را نسبت به حکم انتصاب یا دوره فعالیت این افراد ابراز میکنند.
مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی کلانشهرافزود:شاید همین موضوع باعث میشود که شماری از مدیران، رسانههای آنلاین را دوست نداشته باشند و با بهانههای دیگر به دنبال نادیده گرفتن و یا حتی تخریبشان هستند.
او در پایان اظهار امیدواری کرد:با اینهمه امیدواریم که مسئولان کشورمان هم مانند مدیران جهان از رسانههای جدید به عنوان تریبونی برای تقویت روحیه جمعی و همکاری و کم کردن فاصله دولت و مردم استفاده کنند. موضوعی که به گفته عاطفی متاسفانه طی سالهای اخیر در استان کمتر مورد توجه بوده و در بدنه نهادهای مرتبط با وزارت کشور در استان هم به آن توجه لازم صورت نمی گیرد و ارتباط و خوراکهای خبری همگانی را محدود به رسانههای جریان خاص میکنند.
تا زمانی که مسافرت هایم به شهرها و کشورهای اطراف زیاد نشده بود به اهمیت «زندگی در رشت» پی نبرده بودم. جایی که میشود فارغ از تمام مشکلات و گرفتاری ها شادتر از نقاط دیگر در این خاورمیانهی غمگرفتهبود. شهری که تا همین چندسال پیش هم بالاشهری و پایین شهری در آن آنچنان معنا نداشت. جایی که مذهبی و غیرمذهبی، سیاسی و غیرسیاسی، راستی یا چپی به راحتی همدیگر را تحمل میکنند، به هم سلام میکنند و فارغ از نوع پوشش و سبکزندگی در نوروز و جشنها همدیگر را به آغوش میکشند. گشاده دستی رشتیها و اینکه در غذا درست کردن «دست گیلک ها به کم نمیرود» همسابقهی طولانی دارد. در اقلیمِ جلگهی گیلان همیشه فراوانی آب و محصولات و دام و طیور و کشاورزی بود. فرقی نمیکرد جنگ جهانی اول باشد یا دوم، حکومت مشروطه باشد یا استبداد صغیر؛ مردم برای دلی از عزا درآوردن مانند شهرهای کویری یا کوهستانی ایران کار سختی نداشتند. این فیلمهای شادی هم که میبینید مربوط به افرادِ پولدارِ بیدغدغه در یک محلهی لاکشری نیست. افراد عادی هستند که احتمالا اکثرشان دم عیدی گرفتار معیشت خانوادهشان هستند، اما در جایی بزرگ شدهند که «دایورت» کردن غمهایشان را به خوبی یاد گرفتهند. این چند روز رشت برایم غریب است. از رفیق و فامیل و همسایه دوری میکنیم و دیگر خبری حتی از قرار عاشقانه در یکیاز کافههای دنج شهر نیست! برای همهی ما که خوش بودن در هر شرایطی را یاد گرفتهایم روزهای سختی است. نمیدانیم چگونه حالمان را در این شرایط غمبار و سیاهپوش خوب کنیم. هنوز با تمام کاستی ها هستند کسانی که در شهر با چاقو به جنگ تانک رفته اند، بیایید به جای لعنتکردن دست هایشان را بگیریم و لباس های رزمشان را بتکانیم. این مصیبت هم تمام میشود و صرفا ما هستیم که میبایست با دلار شانزده هزارتومانی حال همدیگر را خوب کنیم. قدر لحظات زندگی را باید بدانیم. عید نزدیک است و قرار است « کرونا را شکست دهیم» و همدیگر را به آغوش بکشیم. مگر نه؟