Author: ratefi

  • مراسم رونمایی از اولین اپلیکیشن تعاملی خبری در گیلان

    مراسم رونمایی از اولین اپلیکیشن تعاملی خبری در گیلان

    بازنشر از کلانشهر: مراسم افتتاح اولین اپلیکیشن تعاملی خبری استان گیلان و همچنین آئین گرامیداشت پنجمین سال تاسیس رسانه کلانشهر، روز چهارشنبه 22 آبان ماه 1398 در سالن رحمدل مجتمع فرهنگی هنری خاتم‌الانبیا برگزار شد.

    در ابتدای مراسم، رضا عاطفی صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول کلانشهر به معرفی این رسانه پرداخت و گفت: «من از اوایل نوجوانی با علاقه‌ای که به اینترنت و رسانه‌های مجازی داشتم وارد حوزه وبلاگ‌نویسی شدم. پس از آن و با ظهور رسانه فیس‌بوک صفحه‌های داماش گیلان و  سپیدرود رشت را تاسیس کردم که هر دو در آن زمان از پرطرفدارترین صفحه‌های هواداری در گیلان شدند.» او ادامه داد: «پس از تصمیم داشتم تا برندی را در فضای رسانه‌ای گیلان تاسیس کنم که به فضای عمومی شهر رشت بپردازد. در اولین قدم باید برای این رسانه نام مناسبی انتخاب می‌کردم و در نهایت با تیم مشاوران این رسانه روی اسم کلانشهر باران به اتفاق نظر رسیدیم.»

    کلانشهر و دغدغه‌های هویتی


    عاطفی ادامه داد: «جدای از این کلانشهر همیشه دغدغه‌های هویتی هم داشته است و تلاش کرده تا در جهت حفظ زبان گیلکی حرکت کند.» او افزود: «متاسفانه ما تجربیات خوبی در استفاده از رسانه‌های همه‌گیر در کشور نداریم و رسانه‌های ما با آسیب ضعف مقبولیت و محبوبیت بین مخاطبان روبه‌رو هستند.»


    کلانشهر با مردم صادقانه برخورد می‌کند


    این فعال رسانه‌ای در ادامه عنوان کرد: «تلاش ما در کلانشهر برخورد بی‌طرفانه با موضوعات است و به همین دلیل مانند سایر صفحه‌های مشابه نه فالوور می‌خریم، نه لایک اضافه می‌کنیم و نه آمارهای نادرست منتشر می‌کنیم.» او ادامه داد: «در همین راستا ما تلاش کردیم تعاملمان را با مردم بیشتر کنیم و به همین خاطر اقدام به ساخت اولین اپلیکیشن تعامل خبری استان گیلان کردیم.»
    کلانشهر در مسیر آموزش‌دهی
    عاطفی در انتها گفت: «یکی از اصلی‌ترین اهداف ما در کلانشهر آموزش قانونی مطالبه‌گری، در چارچوب قانون اساسی به مردم است. در واقع کلانشهر با رویکردی انتقادی و صلح‌طلبانه درمسیر پیشرفت و توسعه گیلان گام بر می‌دارد.»


    حضورسانه‌ها شفافیت را تقویت خواهد کرد


    در ادامه نوبت به فیروز فاضلی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان رسید. فاضلی در ابتدا اظهار امیدواری کرد که شوق و شور جوانان در حوزه فناوری اطلاعات و رسانه فروننشیند و آن‌ها بتوانند آینده‌ی روشن‌تری را رقم بزنند. او ادامه داد: «وقتی اکثریت وارد فضای رسانه‌ای شوند و ما اجازه دهیم که در جهت شفافیت حرفشان را بزنند، روند اصلاح امور سرعت بیشتری خواهد گرفت.» او افزود: «مثلا اگر رسانه‌ای اسنادی را در باره تخصیص یارانه کاغذ در اداره فرهنگ و ارشاد منتشر می‌کند نباید با بدبینی علیه آن موضع گرفت. لذا همه چیز را باید در جهت شفافیت پیش برد.»
    فاضلی عنوان کرد: «ما قرار نیست در رسانه‌های شهر رشت، واقعیت‌ها را بیش از حد مثبت یا منفی را نشان دهیم. چه ایرادی دارد اگر کلانشهرمان را همانطور که هست با تمام ضعف‌ها و حسن‌هایش بازتاب دهیم؟»


    مردم گیلان مردمان هوشمندی هستند


    مدیرکل فرهنگ و ارشاد گیلان ادامه داد: «مردم گیلان، مردمان هوشمندی هستند، پس چرا نباید از هوش و درک بالای آن‌ها برای بالا بردن سطح کیفی رسانه‌ها استفاده نکنیم؟» او ادامه داد: «اطلاق لفظ «کلانشهر» به رشت می‌تواند نیروی محرکه‌ای برای ما باشد و آن را می‌توان از دو جنبه بررسی کرد: یک بار از جنبه قانونی و یک بار هم از منظر شهروندی.» فاضلی گفت: «شاید از منظر قانونی رشت تمام امکانات و زیرساخت‌های کلانشهر بودن را نداشته باشد اما از منظر دوم رشت قطعا یک کلانشهر است. زیرا اگر بخواهیم چند شهر را در ایران نام ببریم که مفاخر و تاثیرگذاران عمده‌ای را تربیت کرده باشد، رشت قطعا از سردمداران این جریان است.»
    کیفیت در فضای رسانه در گرو کمیت است
    عضو هیات علمی دانشگاه گیلان اضافه کرد: «در بحث خبر نمی‌توان انتظار داشت که کیفیت خودبه‌خود به وجود بیاید. بنده همیشه گفته‌ام که کیفیت همیشه از دل کمیت بیرون می‌آید.» او ادامه داد: «در زبانشناسی اصطلاحی تحت عنوان «حقیقت‌شدگی» داریم که بر اساس آن یک کذب آنقدر واگویه می‌شود تا سرانجام به جای حقیقت پذیرفته شود. این مثال در فضای رسانه‌ای امروز ما هم دیده می‌شود و اینجاست که رسانه‌ها باید با تولید محتوی درست به کمک ما بیایند تا واقعیت این شهر به مردم بازنمایانده شود چراکه واقعیت این شهر شهروندان باهوش آن، فرهنگش و مفاخر آن است.»

    میراث معنوی ما درحال نابودی است

    در ادامه میثم نواییان، سرپرست پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان به ظرفیت‌های غنی فرهنگی شهر رشت اشاره کرد و گفت: «من در ابتدا می‌خواهم راجع‌به بحث هویتی شهر رشت صحبت کنم، یعنی ما وقتی می‌گوییم «کلانشهر رشت» پشت آن یک مسئله هویتی وجود دارد.» او افزود: «من بسیار نگران این موضوع هستم که هویت و میراث معنوی ما درحال نابودی است.» نواییان اضافه کرد: «از نظر من امروزه در خطرتر از تخت‌ جمشید و چغازنبیل، مادربزرگ‌های ما هستند که به همراه داستان‌ها و نقل‌ها و متل‌های ما درحال به خاک افتادن و ثبت نشدن‌اند.» او در ادامه به آسیب‌شناسی گیلکی صحبت نکردن بسیاری از مردم شهر پرداخت و گفت: «دلایل عدیده‌ای برای گیلکی صحبت نکردن ما وجود دارد. اما مهم‌تر از این موضوع آن است که ما با فرهنگ‌سازی صحیح کاری کنیم که بچه‌های ما گیلکی صحبت کنند.» این کارشناس باستان‌شناسی اضافه کرد: «فرهنگ جز با انتقال نسل به نسل از مادر به فرزند راهی برای ماندگاری ندارد.»

    ما گرفتار خودباختگی فرهنگی هستیم

    نواییان افزود: «معماری خانه‌ها و فرهنگ زیستی ما در طول هزاران سال به سطح قابل توجهی از همسازی با محیط رسیده بود که متاسفانه در طول چند دهه گذشته با ساختن آپارتمان‌های یک شکل در همه جای کشور درحال نابود کردن آن هستیم.» او عنوان کرد: «حقیقتش این است من آنچنان به تهاجم فرهنگی معتقد نیستم بلکه به نظر من فرهنگ ما پیش از آنکه گرفتار تهاجم دیگر فرهنگ‌ها باشد گرفتار خودباختگی است و ما خودمان درحال نابود کردن خودمان هستیم.»

    فرهنگ مانند چای کیسه‌ای نیست 

    نواییان ادامه داد: «باید بدانیم که آیا ما هنوز دارای یک خط فرهنگی هستیم که بتوانیم سرمان را با افتخار بالا بگیریم و بگوییم ما گیلانی هستیم یا نه؟ سیصد سال بعد راجع‌به زمانه ما چه قضاوتی خواهد شد؟» او افزود: «قطعا فرهنگ مانند چای کیسه‌ای نیست که منتظر باشیم تا دم بکشد و رنگ دهد، فرهنگ در طول زمان به وجود خواهد آمد و مثل تشکیل لایه‌های زمین شناسی دیر به دیر تکامل خواهد یافت.» او در انتها گفت: «اگرچه ما همیشه در طول زمان به اسطوره‌هایی همچون آرش و سیاوش نیازمندیم اما امروزه شرایط جامعه بشری ایجاب می‌کند که انسان به امکانات پیشرفته‌تری برای دسترسی به اخبار و اطلاعات روز نیاز دارد و از این رو ابتکار راه‌اندازی اپلیکیشن خبری در گیلان می‌تواند اتفاق قابل توجهی باشد.»

    شفافیت، جلوگیری از فساد فردی و سیستماتیک است

    در ادامه رضا علیزاده، عضو هیات علمی پزوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان به آسیب‌شناسی رسانه و نقش آن در آموزش به افراد اشاره کرد و گفت: «رسانه‌ها باید از نزدیک شدن به افراد یا جریان‌های خاص پرهیز کنند و تنها انعکاس دهنده واقعیاتی باشند که در سطح جامعه درحال وقوع است چراکه در غیر اینصورت اعتماد مردم خدشه‌دار خواهد شد.» او افزود: «نکته دیگری که رسانه‌های استان باید به آن توجه داشته باشند انعکاس درست و به دور از جانب‌داری مشکلات استان و همچنین پرهیز از اخبار زرد و بی‌فایده است.»
    علیزاده افزود: «شفافیت از مفاهیم سخت و ساده است. ساده از آن جهت که همه از شفافیت سخن می‌گویند اما هیچکس به راحتی نمی‌تواند شفافیت را به صورت عملی اجرا کند. ما باید بدانیم که شفافیت تخریب یکدیگر، دعواهای بی‌سرانجام بین جناح‌های مختلف و افزایش هزینه‌های اجتماعی نیست، بلکه شفافیت اطلاع رسانی صحیح است، شفافیت افزایش مشارکت اجتماعی است شفافیت جلوگیری از فساد فردی و سیستماتیک است، شفافیت کاهش هزینه‌هاست و رسانه‌ها باید از تمام امکانات مجازی استفاده کنند تا راه به سوی شفافیت حقیقی و رشد جامعه مدنی هموارتر شود.» او افزود: «این درحالی است که متاسفانه کج‌رفتاری در حوزه خبر و رسانه منجر به آن شده که یک حباب گفت‌گو بین ما شکل بگیرد.»

    رشت و بحران آموزش

    علیزاده ادامه داد: «شهر رشت، شهری فرهنگی است و با آمار چند ده هزاری دانشجویانش یکی از پویاترین شهرهای کشور محسوب می‌شود اما رشت نیز با بحرانی به نام بحران آموزش روبه‌روست که متاسفانه این ضعف در آموزش دادن به افراد زمینه‌ساز مشکلات عدیده فرهنگی خواهد بود.»
    او ادامه داد: «مثلا چند سال پیش وقتی برای یک تحقیق میدانی از مردم پرسیدیم محل زندگیشان در کدام منطقه شهرداری قرار دارد، متاسفانه نزدیک به هفتاد درصدشان حتی این مورد را که جزء اولین اطلاعات شهروندی هر فرد است نمی‌دانستند. یا مثلا مجموعه مصاحبه‌های کلانشهر با مردم رشت که از آن‌ها درباره مفاخر یا چهره‌های سیاسی استان سوالاتی پرسیده شد و تقریبا اکثر مردم اظهار بی‌اطلاعی کردند. این موارد نشان می‌دهد ما در مسئله آموزش بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم.»

    میزان کالای قاچاق، پنج برابر بودجه فرهنگ

    در بخش پایانی این برنامه سهیل سجودی، دبیر شورای اصلاح‌طلبان گیلان با ارائه آمارهایی از بودجه فرهنگی استان گیلان گفت: «بودجه سال 98 وزارت فرهنگ و ارشاد در مقایسه با همین بودجه در سال 97، 71 میلیارد و 700 میلیون تومان کاهش داشته است. این درحالی است که به گواه معاون وزیر فرهنگ و ارشاد از کل این مبلغ تنها 15 درصد آن به خود این وزارتخانه می‌رسد.» او افزود: « بودجه دریافتی وزارت فرهنگ و ارشاد در قیاس با بودجه دریافتی سایر وزارتخانه‌ها در رتبه چهاردهم قرار دارد که برابر با یک درصد کل کیک اقتصادی کشور (دربرخی آمارها هم 7/0) است و همانطور که اشاره شد تنها 15 درصد از این یک درصد سهم مستقیم خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.»
    سجودی ادامه داد: «آمارهای دیگری هم وجود دارد که ممکن است نتایج جالبی به دست دهند. مثلا میزان کل کالای قاچاق در سال 97 چیزی حدود پنج برابر بودجه وزارتخانه فرهنگ و ارشاد است.»

    سرانه‌ درآمدی هر فرد گیلانی پانصد هزار تومان است


    مسئول جمعیت تولیدگرایان گیلان در ادامه عنوان کرد: «اما سهم استان گیلان از این بودجه‌ها چقدر است؟ استان گیلان بر اساس چارت بودجه‌بندی در میان 31 استان در رتبه دوازدهم قرار دارد و مجموع کل بودجه آن در سال 98 نسبت به سال 97 با کاهش 7/58 همراه بوده است.»
    او ادامه داد: «بر اساس آمارها و مصاحبه‌های مسئولین سرانه درآمدی هر فرد گیلانی پانصد هزار تومان است و با توجه به این موضوع اگر خانواده‎‌های گیلانی را چهار نفر در نظر بگیریم، با درآمد دو میلیون تومانی هر خانواده جایی برای خرید کتاب، مجله و کالای فرهنگی در سبد کالای ماهیانه باقی نخواهد ماند.»

    تغییر واژه‌ها از بار وقاحت معنایشان کم نمی‌کند

    سجودی عنوان کرد: «رشد بی حساب پایگاه‌های خبری در استان گیلان و همچنین عدم کار حرفه‌ای در بسیاری از این رسانه‌ها باعث شده است تا اعتماد مردم به رسانه‌های استان روز به روز بیشتر با چالش رو به رو شود.» او افزود: «کلانشهر جز رسانه‌هایی بوده که من در طول این مدت آنچنان کار غیرحرفه‌ای از آن ندیدم وگرنه حتما ذکر می‌کردم.»
    او ادامه داد: «وقتی مردم وازگان و اصطلاحاتی را به طرزی خاص به کار می‌برند بی دلیل نیست، ریشه در چیزی دارد. مثلا زمانی که به اداره فرهنگ و ارشاد فقط می‌گویند اداره ارشاد، وقتی به اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی و همچنین اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به ترتیب فقط می‌گویند اداره کار و اداره گردشگری به معنای آن است که این ادارات در ادامه اسم خودشان مفغول بوده‌اند.» سجودی افزود: «حال ما بیاییم و اسم مفاهیم را تغییر دهیم و مثلا به اخراج نیروی کار بگویی «تعدیل نیرو» این موضوع هرگز از بار وقاحت موضوع کم نخواهد کرد.»

    مناسبات اجتماعی به موازات هم پیش می‌روند
    عضو اسبق هیات مدیره خانه فرهنگ گیلان عنوان کرد: «به صورت کلی در بسیاری از نظام‌های سیاسی مانند کشور ما، امر فرهنگی به عنوان یک امر زیربنایی تلقی نمی‌شود و این امر همیشه در درجه دوم اهمیت است. کلیه مناسبات اجتماعی به موازات هم حرکت خواهند کرد و تحت هیچ شرایطی امکان ندارد که توسعه فرهنگی اتفاق نیفتاده باشد و ما به دنبال توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی باشیم.»
    او در انتها گفت: «امیدوارم کلانشهر مسیری را که آغاز کرده است ادامه دهد و از نظرات شهروندان بیشتر استفاده کند تا بتواند نیازهای جامعه را با توجه به نیاز مردم منعکس کند.»

    همچنین در این مراسم محمدتقی پوراحمد جکتاجی، در پیامی ویدئویی که به زبان گیلکی ارائه شد به تیم کلانشهر توصیه کرد که برای موفقیت در این عرصه حتما باید هدفی از پیش تعیین شده داشته باشند. او افزود: «اگر صداقت و شجاعت با هم آمیخته شوند، محتوی یک رسانه به دل مخاطب خواهد نشست.» جکتاجی ادامه داد: «شانتاژهای خبری در همه حال یکی از آفت‌های رسانه است و رسانه‌ها باید از آن دوری کنند. من در تمام طول دوران کاری‌ام سعی کرده‌ام از این پدیده دوری کرده‌ام و فکر می‌کنم که در این راه توفیق پیدا کرده‌ام.» او گفت: «همیشه در هر برهه‌ای از زمان باید از تندروی دوری کرد و مانع از آن شد که احساسات بر کار حرفه‌ای اثر بگذارد.» این پیشکسوت حوزه مطبوعات در انتا با تمجید از عملکرد کلانشهر گفت: «من طی چند باری که موفق به رصد اینستاگرام کلانشهر شده‌ام، خوشبختانه گزارش‌های به‌روز و عکس‌های مناسبی را مشاهده کردم.»

    پیام پیشکسوت مطبوعات گیلان برای کلانشهر

    همچنین در این مراسم محمدتقی پوراحمد جکتاجی، در پیامی ویدئویی که به زبان گیلکی ارائه شد به تیم کلانشهر توصیه کرد که برای موفقیت در این عرصه حتما باید هدفی از پیش تعیین شده داشته باشند. او افزود: «اگر صداقت و شجاعت با هم آمیخته شوند، محتوی یک رسانه به دل مخاطب خواهد نشست.» جکتاجی ادامه داد: «شانتاژهای خبری در همه حال یکی از آفت‌های رسانه است و رسانه‌ها باید از آن دوری کنند. من در تمام طول دوران کاری‌ام سعی کرده‌ام از این پدیده دوری کرده‌ام و فکر می‌کنم که در این راه توفیق پیدا کرده‌ام.» او گفت: «همیشه در هر برهه‌ای از زمان باید از تندروی دوری کرد و مانع از آن شد که احساسات بر کار حرفه‌ای اثر بگذارد.» این پیشکسوت حوزه مطبوعات در انتا با تمجید از عملکرد کلانشهر گفت: «من طی چند باری که موفق به رصد اینستاگرام کلانشهر شده‌ام، خوشبختانه گزارش‌های به‌روز و عکس‌های مناسبی را مشاهده کردم.»

  • رکابزنی از کاسپین تا دریای سیاه

    رکابزنی از کاسپین تا دریای سیاه

    متن مصاحبه با پایگاه خبری صدای امروز:

    رضا عاطفی و پویا تابان هر دو ۲۸ ساله اهل رشت هستند. این دو جوان رشتی بیشتر در رشته در رشته کوهنوردی تجربه داشتند و اینبار با یکدیگر به رکابزنی در حاشیه خزر تا دریای سیاه را با هدف ترویج دوچرخه سواری و حمایت از دو تیم فوتبال شهرشان، یعنی سپیدرودرشت و داماش گیلان دنبال کردند. تحصیلات رضا عاطفی، کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات تجارت الکترونیک و تحصیلات پویا تابان، دکترای داروسازی است. این دو جوان رشتی هدف خود از این دوچرخه سواری را اینچنین بیان کردند: رشته ورزشی هر دو ما کوهنوردی است و چندسالی است به صورت جدی در این ورزش فعالیت می کنیم . برای تکمیل فعالیت های ورزشی خود سعی کردیم که دوچرخه سواری کنیم. تجربه حرفه ای چندانی در زمینه دوچرخه سواری نداریم اما با توجه به علاقه ما به سفر، سعی کردیم سایکل توریست را تجربه کنیم.

     

    در این زمینه رضا عاطفی می گوید: تجربه سایکل توریست برای من محدود به سفر های یک روزه داخل استان بوده اما پویا از رشت تا بندر ترکمن را یکبار رکاب زده بود. تصمیم گرفتیم مسیری را برای سفر انتخاب کنیم که کمتر ایرانی آن را انجام داده باشد، به علت کوهستانی بودن منطقه تا دریای سیاه رکاب زدن در این مسیر را دشوار میکنه و چندین بار در  ارتفاع بالای ۲۱۰۰ متر رکاب زدیم.

    پویا تابان هم در تکمیل صحبت های وی ادامه می دهد: نحوه برخورد مردم ایران با دوچرخه سوارها بسیار عالی است و حتی بدون تشریفات معمول عبور از مرز، گمرک ایران برخورد می کند برعکس گمرک ترکیه  که سختگیری های زیادی دارند.

    به گفته­­ ی  رضا عاطفی، وی سومین بار بود که به ترکیه سفر می کرد: من یک بار هوایی، یکبار زمینی و این بار با دوچرخه سفر کردم اما این متفاوت ترین سفر من بوده است. خوبی سفرهای بک پکری و یا سایکل توریستی به کشورهای دیگر این است که با زوایایی از فرهنگ، آداب و رسوم و دیدنی های آن منطقه آشنا می شویم که در مسافرت های عادی مخصوصا با تورهای گردشگری امکان پذیر نیست. مثلا شاید کمتر گردشگری در روستای کوچک کوپرکوی در شرق ترکیه اقامت کند و با مردم بومی آنجا معاشرت کند.

     

    اما در این سفر چه چیز جالبی اتفاق افتاد؟ عاطفی در ان زمینه می گوید:در این سفر، با چند گردشگرهای کشورهای دیگر مواجه شدیم. به عنوان مثال در حال رکاب زدن با چهار سایکل توریست جوان فرانسوی آشنا شدیم که یک ماه در سفر بودند و مقصد بعدی آنها شهرهای تبریز، تهران، اصفهان و بندرعباس و سپس دبی بود.

    پویا تابان هم در تکمیل حرفهای او می گوید: یک جهانگرد آلمانی را در شهر ارزروم مشاهده کردیم که پیش تر به ایران سفر کرده بود و نظرات سیاسی و اقتصادی جالبی داشت. هم اینکه با توجه به سقوط ارزش لیر به راحتی می توانست در هتل ها اقامت داشته باشد و از پس هزینه های سفر به شهر های مختلف ترکیه برآید هم اینکه به مردم ایران علاقه مند و به آینده اقتصادی ایران خوشبین بود .

     

    این دو جوان رشتی در ادامه صحبت های خود تاکید می کنند: راستش مهم ترین هدف ما از این سفر بیشتر محک زدن خودمان و شروع یک تلاش و چالش بوده و پس از پایان این تلاش آن را به هواداران تیم فوتبال سپیدرود و داماش تقدیم کردیم چرا که این دو تیم نماد تحرک و فعالیت در شهر ما هستند. بنابراین لازم است توجه و حمایت های بیشتری از این دو تیم صورت بگیرد.

    عاطفی که فعال رسانه ای و گرداننده صفحه مجازی کلانشهر باران است، ادامه می دهد:  بارها در صقحه مجازی خود تاکید کردم که حمایت از تیم های فوتبال شهر رشت به معنای تشویق بیشتر جوانان این خطه به ورزش است. زیرا از سنین پایین بچه ها قهرمانان ورزشی خود را در نزدیک محل زندگی خود جستجو می‌کنند و عاملی است برای تحرک و ورزش.

    اما آیا این دو برنامه ای در آینده دارند؟ اینگونه جواب می شنویم که: در آینده سعی می کنیم سایکل توریست را در کشورهای دیگر و کشور خودمان ادامه دهیم و همچنین در حال تمرین و  برنامه ریزی برای  صعودهای شاخص کوهنوردی خودهستیم که در صورت حمایت مسئولین شهری و استانی و تداوم تمرینات سعی خواهیم کرد کارهای تقریبا بزرگی انجام دهیم. متاسفانه حمایت از ورزشکاران کوهنورد رشت کمرنگ است.

  • میدان شهرداری، مانند صحرا است؟

    میدان شهرداری، مانند صحرا است؟

    امکان ندارد عکسی از میدان شهرداری رشت در فضای مجازی منتشر شود و نظر منفی  در مورد استفاده نخل در مرکزی ترین نقطه رشت  در آن وجود نداشته باشد.

    به باور منتقدین، وجود درخت نخل در مرکز بزرگ ترین شهر شمالی کشورمعرف گیاهان بومی  پربارش ترین و سبزترین کلانشهر ایران نیست.

    سخنی که پربیراه نیست چرا که در همین شهر های گیلان و مخصوصا مازندران ازدرخت نارنج و مرکبات در محیط شهری استفاده می‌شود. گیاهی که اکثرا سبز است و در بهار تنفس عطر دلفریب‌اش باعث شادابی و نشاط  درهوای شهر می‌گردد.

    نگارنده اطلاع دقیقی ندارد از اینکه اولین بار نخل های تزیینی که در چندین مکان رشت از جمله بلوار شهید مطهری، بلوار امام خمینی، بلوار آیت الله لاکانی و شهرداری رشت قرار دارد به دستور چه کسی و در چه زمانی کاشته شده است  اما وجود آن‌ها را عاملی بر زشت بودن و یا بی هویت بودن گیاهان شهر نمیداند.

    شاید یک عامل تاثیرگذار در شکل گرفتن چنین فکری مشاهده زیبایی  این درخت های زیبنتی در شهر سوچی روسیه است و می‌توان گفت  نقطه مشترک شهرهای رشت و سوچی همین درخت های پالم غیر بومی آن است.

    سوچی، شهری ساحلی، زیبا و مرطوب در جنوب روسیه است که به جاذبه های گردشگری  پرشمارش  شهرت دارد و در سال 2014 میزبان المپیک زمستانی و در سال 2018 یکی از شهرهای میزبان جام جهانی فوتبال بود.

    نخل های بسیار متنوع در تمامی نقاط این شهر ساحلی  تعجب همگان را بر می‌انگیزد زیرا  درختانی مثل نخل، موز، بلوط امرکایی و … بومی این شهر نیست اما زینت بخش، نقاط مختلف شهر و ساحل سوچی است.

    تاریخچه کاشت و پرورش نخل های متنوع و بلند قامت به قرن 19 میلادی باز می گرد. افرادی هم چون نیکولای مامونتوف و خودکوف از اولین افرادی بودند که به منظور کاشت نخل های متنوع در اطراف ساحل اقدام کردند.

    نمی‌توان نتیجه گرفت و عنوان کرد چون این شهر توریستی از نخل برای تزیین بهره گرفته است،  می‌بایست در رشت هم همین‌گونه  رفتار نمود، اما این مثال نمونه ای است از این که هرجا نخل تزیینی در خیابان ها کاشته شود نشانه مناطق  گرمسیری نیست.

    به عبارتی میدان شهرداری رشت، صحرای سینا نیست!

     

  • نفوذ مجازی در واقعیت شهری

    نفوذ مجازی در واقعیت شهری

    شبکه‌های اجتماعی از بدو تمدن بشری وجود داشته‌اند و پیامدها و دستاوردهای آن چیز جدیدی نیست.

    شبکه‌های اجتماعی کلاسیک دلالت بر امور مختلفی داشتند که کماکان پابرجاست. از تصمیم‌گیری‌های قبیله‌ای و خانوادگی گرفته تا تصمیم‌گیری‌های جدی سیاسی، مالی و اجتماعی.

    اما مفهوم شبکه‌های اجتماعی مجازی، پدیده‌ای مدرن است که به‌زحمت سن اش به ۲۰ سال می‌رسد. در مورد پیدایش شبکه‌های اجتماعی مجازی و مفهوم وب ۲ می‌توان سطرها نگاشت اما موضوع این یادداشت سابقه به‌کارگیری و هم‌فکری مردم شهر رشت از این شبکه‌ها در سیاست‌های جزء و کلان‌شهری است.

    پس از گسترش وب ۲ و نفوذ اینترنت به خانه‌ها کم‌کم صفحات اجتماعی مجازی با عناوین شهری توسط اشخاص به وجود آمد.

    هدف‌های این رسانه‌های غیرحرفه‌ای همواره متفاوت بوده است اما در ابتدا اکثر صفحات در فیس‌بوک ایجاد و هدف عمده آن تصاویر طبیعت، غذا ، منظره و بیدار کردن حس نوستالژی رشتوندان بود. کم‌کم صفحات ورزشی مانند صفحه داماش گیلان و سپیدرود رشت که کارکرد هواداری و ورزشی داشت شروع به فعالیت کرد.

    شاید بتوان گفت اوایل پیدایش این صفحات به علت مشکلات فیلترینگ، عدم گسترش ارتباطات سیار و همچنین وب بیس بودن (بر پایه صفحات وب) فیس‌بوک درصد بالایی از مردم را درگیر خود نکرد. اما همچنان نفوذ خود را در دنیای واقعی اثبات می‌کرد. مثلا در صفحه هواداران باشگاه داماش قرار گذاشته بودند در جایگاه « اچ » تیم محبوب خود را تشویق کنند، که کردند.

    حال با گسترش ارتباطات سیار و گوشی‌های هوشمند که در همه‌جا به‌راحتی قابل‌دسترس است، صفحات اینستاگرام و کانال‌های تلگرام محبوبیت خاصی دارد که بر کسی پوشیده نیست.
    البته اگر از کانال‌های تلگرام به علت یک‌سویه بودن و محتوای غالباً زرد عبور کنیم صفحات اینستاگرامی با محوریت گیلان و رشت بسیار است که هر صفحه طرفداران خاص و بسیار خود را دارد.

    کاربرانی که در مورد «همه‌چیز» نظر می‌دهند و کوچک‌ترین نکته و نقطه‌ضعف‌ها را متوجه می‌شوند.

    دیگر نمی‌توان کاری در شهر کرد که کسی نسبت به آن حساس نشود. مثال نقاشی‌های دیواری، نو پردازی مناظر، متریال های استفاده‌شده در پیاده راه مرکز شهر رشت، نحوه اجرای خط ویژه اتوبوس و …

    این مقوله مدیران و مسئولین شهری را نیز علاقه‌مند به حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی کرد که در آن حجم زیادی از پیشنهاد‌ها، انتقادات و گاهی فحاشی به‌وفور یافت می‌شود.

    در مورد مسئله اخیر شورای شهر کلان‌شهر رشت و موضوع استیضاح شهردار نیز بار دیگر نظرات بسیاری مطرح شد و برآیند کلی آن حمایت از ماندگاری دکتر ثابت‌قدم بر مسند شهرداری بود. مسئله‌ای که با توجه به تغییرات صورت گرفته در چهره شهر عجیب به نظر نمی‌آمد.
    این بار برخلاف رویه‌ی معمول، اکثر شهروندان راه توهین را پیش نگرفتند و بارها دیالوگ برقرار کردند. این واکنش‌ها پدیده‌ای جدید است و می‌توان گفت برای اولین بار در شهر رشت رخ داد.

    موضوعی که شاید اکثر اعضای محترم شورای اسلامی شهر رشت را مجاب کرد که جایگاه فعلی شهردار جوان را دستخوش تغییر نکنند.

    درست است که جامعه مجازی آسیب‌های خاص خودش را دارد و پر است از نظرات احساسی و سطحی اما باید قبول کنیم نمودی است از جامعه‌ی کم‌حوصله‌ی ما.

    جوانانی که دیگر حتی طاقت ۲ دقیقه موسیقی بدون کلام را هم ندارند. و البته نباید غافل شد که همین جوانان کم‌طاقت هستند که دیگر به‌واسطه‌ی ارتباطات گسترده مجازی شهردار شهر و اعضای شورای شهر خود را می‌شناسند، نظر می‌دهند و سطرها در مورد مزایا و معایب پروژه‌های مختلف نظر گفت‌وگو می‌کنند. حتی در لابه‌لای کامنت ها قرار می‌گذراند که در جریان برگزاری پنجمین دوره انتخابات شورای شهر انتخاب و حضوری بهتر داشته باشند. یا در برنامه‌های سازمان‌های مردم‌نهاد محیط زیستی شرکت می‌کنند و باجان و دل برای شهرشان عرق می‌ریزند.

    پاسخ به این سوال کمی سخت است، با توجه به سیاست متفاوت دولت‌ها در این زمینه نمی‌توان پاسخ قطعی داد اما با پیش‌فرض ادامه حمایت‌های دولت آینده مانند رئیس دولت تدبیر و امید، از عدم فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌توان این سرمایه عظیم اجتماعی را هدایت کرد و از مشارکت و دخالت افراد جامعه به‌منظور افزایش سازگاری اجتماع و تقویت امنیت اجتماعی که زمینه‌ساز توسعه پایدار جامعه است بهره برد.

    چون مشارکت عمومی به شهروندان فرصت می دهد تا در تعیین سرنوشت و ساختن آینده خود سهیم باشند.