اول؛

حرکت های مثبت شهرداریِ کلانشهر رشت در این روزها، باعث خوشحالی حداقل من بود. از افتتاح پروژه‌ی پیاده راهِ خیابان علم الهدی گرفته تا تبدیل ساحتمانِ «استانداری قدیم» به یک ساختمان کاملن فرهنگی هنری به‌نامِ «خانه‌ی فرهنگ و هنر رشت».

دوم؛

پیش‌تر ها که رشت تبدیل به کلانشهر نشده بود، شهرداری به صورت سفت و سخت از کار کردن دست‌فروشان در عابر پیاده جلوگیری می‌کرد. دیدن صحنه های جمع آوری و ضبطِ وسایل درآمد این قشر از مردم برای خیلی از شهروندان نا‌زیبا و دردآور جلوه می‌کرد اما این حرکت حداقل چهره‌ی شهر را حفظ و عبور و مرور ما را در خیابان های شلوغ مرکز شهر راحت‌تر می‌کرد. اما امروزه جمعیتِ دست‌فروشان در خیابان های مرکز شهر و همچنین خیابانِ مطهری به حدی است که عبور و مرور انسان را حتا کند‌تر از عبور و مرور اتوموبیل ها در این خیابان های پر‌ترافیک کرده.

این موضوع که در سال‌های قبل ایجادِ بازارچه های خوداشتغالی برای این قشر از مردم با شکست مواجه شد و فشارِ اقتصادی که امروزه به این افراد تحمیل شده، برکسی پوشیده نیست، ولی من به عنوانِ یک شهروند حقّ مسلم خود می‌دانم که با آرامش خاطر و فراغ بال از خیابان های شهر عبور کنم. چه به صورتِ یک عابر پیاده و چه با وسیله نقلیه موتوری و غیر موتوری.

چند ماهِ پیش نیز مسئولین شهری در یک تصمیم‌گیریِ عجیب  مقداری از پیاده روی ابتدای خیابان بیستون(طالقانی) از سمتِ سبزه میدان را نصف و آن را تبدیل به راهِ آسفالته کردند که منجر به قطع شدنِ تعدادی از درختانِ کهنسال و زیبای شهر شد.

سوم؛

این روزها خبرهای دستگیری برخی(!) از اعضای شورای شهر رشت و تخلفاتِ مالی آن ها انتشار پیدا کرده است. مطمئنن، جلوگیری ِکامل از  اختلاس، رشوه و تخلفات مالی در نهادهای دولتی و غیر دوتی امری غیر ممکن است اما شناسایی هرچه بیشترِ مفسدان اقتصادی و معرفی و مجازات آنها باعثِ عدم امنیتِ مفسدان اقتصادی شده و این روند باعث بهبود شرایط اقتصادی-اجتماعی-سیاسی خواهد شد. روندی که دامنه‌ی آن در امسال محدود به رشت نشده و دامن‌گیرِ مفسدین اقتصادی در چند شهرداری کشور شده است.

ekhtelas